1


شببه خانه برگرد

کنار پنجره بنشین

و خاطراتت را در بادکنک های رنگی فوت کن

بگذار از طبقه ی آخر برج بالاتر بروی

و از آنجا شهر را تماشا کنی




2


تحمل کن پسر جان

تشنگی را تحمل کن

همین روز ها یک نفر از میان ما بلند می شود

نی باریکی توی آب می گذارد

و دریا را بالا می کشد

تحمل کن پسر جان

تشنگی را تحمل کن




3


گوش کن

این آژیر که از تو دور می شود

آخرین حرف های من است

دعا کن برای من

برای آمبولانس که سراسیمه می رود

و نور سرخش

به زمین می ریزد